سديد الدين محمد عوفى
65
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
گفت : گويندهء اين ابواب كيست ؟ گفت : حسين ضحاك . مأمون چون نام وى بشنيد آثار تغير در بشرهء او ظاهر شد . گفت : كه از نعمت حيات محروم بادا حسين ضحاك . نه او گفته است در مرثيهء محمد امين . شعر أعينىّ جودا و اسكبالى محمّدا * و لا تذخرا دمعا عليه و اسعدا فلا تمّت الاشياء بعد محمّد * و لا زال شمل الملك منها مبدّدا و لا فرح المأمون بالملك بعده * و لا زال فى الدّنيا طريدا مشرّدا « 1 » بدين ابيات ما را دعاى بد كرده است و شمل « 2 » دولت و ملك ما « 3 » را متفرق خواسته و مرا در دنيا سرگردان و پريشان به بيتى « 4 » كرده و امروز چون محتاج گشت « 5 » بدين مدح به حضرت ما تقرب نمود . اكنون اين مدح را در مقابلهء آن هجو گرفتيم و آنچه او گفته است « 6 » ناگفته انگاشتيم و ديدهء عفو بر « 7 » جريدهء او « 8 » پوشيده گردانيديم « 9 » . ابن البواب گفت : انعام و احسان امير المؤمنين و كثرت حلم و
--> ( 1 ) در همه نسخهها ضبط شعر جنين است - فلا تمت الاشياء بعد محمدا و لا زال فى الدنيا شريدا مطردا - و لا فرح المامون بالملك بعده و لا زال شهد الملك فيه مبددا . اشعار اين حكايت از روى كتاب اغانى ج 6 ص 172 تصحيح شد . ( 2 ) متن و مپ و بنياد : شهد . ( 3 ) متن و مپ 2 - ما . ( 4 ) مج - به بيتى . ( 5 ) متن : است . ( 6 ) متن - است . ( 7 ) مج : در + جريمه . ( 8 ) متن : عفو . ( 9 ) مج - گردانيديم .